باعرض پوزش ازدوستان بزرگوار برای همیشه بدرود.....................
همواره سبز وپویاباشید....
هرکجاهستم باشم آسمان مال من است.
باعرض پوزش ازدوستان بزرگوار برای همیشه بدرود.....................
همواره سبز وپویاباشید....
دهانت را می بویند
مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند
مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبی ست نازنین
و عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه میزنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
روزگار غریبی ست نازنین......
آنکه بر در میزند شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد......
آنک قصابانند برگذرگاهها مستقر
با کنده و ساتوری خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند
و ترانه را بر دهان
کباب قناری بر آتش سوسن و یاس
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
ابلیس پیروز مست
سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
روزگار غریبی ست نازنین
امروز خواستم پاره ای ازخصوصیات دکترشریعتی درپست خودبنویسم چون تعدادی دوستان به نحو ی درخصوص این متفکربزرگ کم لطفی .............
------------------------------------------------------------------------------------------
شريعتي از چهره هاي شاخص وروشنفكر مذهبي قبل از انقلاب بود .وجامعه ايي از ديدگاه شريعتي مورد قبول بود كه آكنده از ايدئولوژي مذهبي باشد ودر اين ميان به الگوهايي متوسل مي شود از جمله الگوي هاي وي تجربه استقلال هند ونحوه ي برخورد گاندي با ايدئولوژي بود.گرچه گاندي معتقد به عدم دخالت دين در سياست بود واو نه دين را فهميد نه سياست را اما شريعتي برا اساس اومانيسم ومذهب خويش سعي نمود تا دين را در خدمت انسان قرار دهد ومي گفت:
"من آن گاندي آتش پرست را ار محمد علي جناح مسلمان،مسلمان تر مي دانم"
شريعتي جامعه شناسي بود كه درد دين داشت ودرد انسانيت.او نگران سرنوشت بشر ديندار در عصري بود كه تنها خرقه اي نخ نما وپلاسيده از دين باقي مانده بود وبس.ديگر دين،دين روشنگري واحيا ءالقلوب نبود دين تنها دين تظاهر بود وريا.ودر ميان همه اينها الگويي چون مصدق داشت وپيشوا ومولايش علي(ع) بود.با توجه به آنچه گفته شد شريعتي يك فرد آرمانگرا بود .نبايد اينگونه تصور نمود كه تاريخ مصرف شريعتي به پايان رسيده است.عصر شريعتي عصر مبارزه، عصرايدئولوژي،زمانه مقاومت فلسطيني ها،دوره ي شكست امريكا در ويتنام وسايرمعترضان بود.عصر شريعتي با انقلاب كوبا وانقلاب الجزاير آغاز شده بود.شريعتي ساختار ايدئولوژي ماركسيسم را به خوبي فهميده بود ونشان داد اسلام در اين زمينه از ظرفيت بالايي برخودار است.شريعتي فرش مبارزه وراديكاليسم را از زير پاي ماركسيست ها بيرون كشيد وزير پاي مسلمانان گسترانيد تا مسير مبارزات عوض شود وتوانست انديشه هاي خود را با سلاح اسلام صيقلي دهد وحال وهواي صدر اسلام را زنده نمايد.وي شان انقلابي چه گوارا،لنين،مائو،امه سه زه وديگران را در چهره هاي اسلامي چون ابوذر،ميثم،مقداد،سلمان، وحضرت علي(ع) وامام حسن(ع) وزينب(س) ديد وسپس شخصيت هاي مذكور را به سمبل ها واسطوره هاي مبارزه تبديل نمود.شريعتي سمبل مبارزه ونوگرايي بود وافتخار مبارزات سياسي ما در پرتو انديشه هاي وي بوده است.وديگر نكته ي مهم در مورد شريعتي نظريه پرداز بودن وي مي باشد درجامعه محققين فراواني وجود دارد اما تعداد متفكران معدود است همانطور كه مي دانيد
محقق فراوان است ومتفكر كم ونادر
محقق در مورد آنچه موجود است تحقيق مي كند
متفكر به آنچه موجود است مي افزايد
محقق توليدات فكري ديگران را بررسي مي كند
متفكر خود توليد فكر مي كند
متفكر نظريه پرداز است وخالق فكر
ودكتر علي شريعتي از اين معدود متفكران مي باشد چرا كه در دوران كوتاه عمرش كه 44 سال بيش نبود قبل از 40 سالگي افكار ونظرياتش را مطرح نمود. راهش مستدام باد

من به چشم های بی قرار تو قول می دهم:
ریشه های ما به آب،
شاخه های ما به آفتاب، می رسد...
ما دوباره سبز می شویم!
(زنده یادقیصرامین پور)....................

زنده بادآزادی
رقص غیرت زیر پوتین ها و باتون
برادر با برادر ،در پی کشف حقیقت
سهم ما گلوله شد
خواهری فریاد حق زد
تن او عریان شد
خواهر و برادر دیروز من
ارازلان اوباش امروز شدند
مر حبا بر غیرتت . . .
خارو خاشاک های امروز وطن
ریشه دیروز ما در تن خود جا دادند
عذر می خواهم پدر
گفته بودم که دگر نیش نزنم
از سر تجربه ها بازی با دم شیر نکنم
افسوس که دگر شیر ها در قفس اند
یا دگر نای غرش هم ندارند
می دانم روزی از این تنگنای در می روم ،یا می برند
ناله مادر را می شنوم
وجدانم شاد است که حرف خود میزنم و می برنم
زنده باد آزادی شعرازاستادعباس عابدی(سکوت)
اندکی صبرسحرنزدیک است...............................

خداوندا من باتمامي كوچكيهايم يك چيز دارم كه تو نداري
آن هم خدايي است كه من دارم تو نداري......
حقوق بشردرداستان واقعی زیرپیدانمایید.
چندروزپیش بایکی ازدوستان پارک بردخون نشسته بودیم. حرف ازعدالت ، حقوق انسانیت شد....دوست ماداستان غم انگیزی راتعریف نمود..تابه حال که ازآن چندروزی می گذرد دلم حسابی گرفته وازاین واقعه تاسف بارشرمنده شدیم که ماراایرانی بنامند.......ایران باآن نام پرابهت وشخصیت های وارسته حال ....
دوستم که برای معالجه ودرمان پسرش ماهانه راهی شیرازمی شود..گفت چندروزپیش دریکی ازبیمارستانهای شیرازچشممان به بیماری افتادکه میان راهروبیمارستان افتاده وناله وزاری می کند.ازلهجه اش فهمیدیم زنی افغانی است .ازاوسوال کردیم مگه چی شده که اینگونه ناله می کنید..زن افغانی که ازدردبه خودمی پیچید.گفت 4روزپیش شوهرم مرابرای زایمان به این بیمارستان آورده وخودبرای تهیه دارورفته وبرنگشته فرزندم متولدشده والان بیمارستان 120000تومان برای ترخیص ازمادرخواست کرده نه شوهرم برگشته ونه کسی دارم که این پول راازش قرض بگیرم دوتاازفرزندانم 3ساله و4ساله درمنزل جاگذاشتم .حال نه ازشوهرونه ازفرزندانم خبردارم .. دوست بامرام مامی گفت برای ترخیص آن زن 120000تومان به صندوق بیمارستان واریزنمودم وزن راازبیمارستان مرخص نمودیم وچون کسی نداشت باماشین خوداورابه جوادیه شیرازکه منزل آنها آنجا بودمنتقل نمودیم ..به کوچه اشان که رسیدیم آن زن ازمردی افغانی که آشنابودازسرگذشت شوهرش پرسید.وآن مردافغانی باناراحتی تمام گفتند.4روزپیش شوهرشما توسط نیروهای انتظامی به مرزمنتقل شده وحال رفته افغانستان .(( بله دوستان زمانی که شوهرمردبرای تهیه دارورفته نیروهای انتظامی اورادستگیرنموده بودندودربرابرالتماس مردافغان که اززن بیمارو2فرزندش گوش شنوایی یافت نمی شده اورابه مرزمنتقل نموده بودند.))زن افغان وقتی این حرف شنیدبیشترناله وزاری می نمود..چون ازسرگذشت 2فرزندش خبری نداشت وقتی درحیاط رسیدیم ودرمنزل آنهابازکردیم باصحنه تاسف باری روبروشدیم هردوفرزندزن افغان براثرتشنگی وگرسنگی جان خودراازدست داده بودند.. دنیا درجلوی چشممان تیره وتارگردید اصلا اززندگی متنفرشدیم مبلغ 40000تومان دیگرنیزبه آن زن افغان دادیم ...درمیان شیون وزاری آن زن بیچاره شیرازراترک نمودیم ... والان که 3روزازآن می گذرد بیماری روحی ماراآزارمی دهد...... حال دوستان عزیز..این واقعه تاسف بار بویی ازحقوق بشردارد به خدا درحکومت اسلامی این رفتارها عجیب نیست........فکرمی کنم رفتاردوستم ازهزاران سفرمکه ارزش بیشتری دارد.. نمی شوددربیمارستانهای ماراه حلی برای چنین پیشامدهای پیدانمایند. نمی شود قبل ازورودافاغنه به خاک ایران باپاسپورت وویزا صدورکارت نموده که بعداین مشکل ها پیش نیایدو................
« دریافت متن کامل کتاب: »http://www.seapurse.com/Books/AliAsatir.pdf
قصدنداشتم مطلبی بنویسم اما امروز که درمراسم هفت خانم مکرمه ای (زنده یادسلمه بحرانی)شرکت نمودم ..درآن انبوه غم واندوه .استادی رادیدم که همواره دوستش داشتم ..بعدازاندک سلام وعلیکی ازمن خواست مطالب وبلاگم راادامه دهم وازشریعتی معلم بزرگ تاریخ ایران بنویسم ...به همین دلیل همواره این کارراخواهم کرد....اگرچه ......
درخالی زمان شایدجای پای مانیز باشد .. ازاین پس ازمردمان ساده خواهم گفت .. اززندگی پرازتظاهر خواهم گفت...
از سختی وسستی ..... ازبزرگی مردان بزرگ ....وازپستی ...... خواهم نوشت.....
خداوندبزرگ یارویاور آزادیخواهان و..........
ساعت 10/11 شب جمعه 11/5/86 می خواستم ازمسیرخیابان فرهنگیان بردخون عبورکنم درآن تاریکی شب نورچراغ اتومبیلم به انتهای خیابان رسیدپیرزنی نشسته بودبادست خودچشمانش که برق پیری می زدپوشاندکه مبادانورچراغ جشمانش رااذیت نماید.غافل ازآن که هرلحظه امکان آن راداردکه تمامی وجودش درآن گرمای شرجی شب زیراتومبیلی له شود .ایستادم لحظه ای به اونگاه کردم دست ازروی صورتش برنداشت .امـادیدم تعدادی کارتن پرازمیوه اطراف خودگذاشته وانگار خودرابرای فردا(جمعه بازارآماده می کند) .به خــدا حسابی دلــم گرفت ونگران شدم .درمملکت وسرزمینی که قنات نفت سراسرآن فراگرفته . این گونه کسب درآمدمی نماید.واقعا این چه سیستم کسب درآمــداست .خلاصه درآن ساعت شب وگرمای شرجی خودتان قضاوت کنید.
تدیم به کسانی که اززندگی جزرنج ندیده اند،امادلهایی پاک وضمیری بی آلایش دارند. تقدیم به کسانی که پروازرامی فهمندولی دنیای بی رحم بال پروازشان راشکسته وقدرت پروازوفریادازآنان گرفته شده .
فقط دریا دلش آبی ترازمن بود
ومن ازدریا ،دلم دریا
فقط این راندانستم
چراگشتم چنین تنهاترازتنها
به هرآبی شدم آتش
به هرآتش شدم آبی
به هرآبی شدم ماهی
به هرماهی شدم دامی
به هرنامحرمی ساقی
به هرساقی می باقی
وتواین راندانستی،
چراگشتم چنین عاصی
چرامهتاب شدسنگ صبورم
چرابستندپرهای غرورم
چراآیینه ها راخاک کردند
مراازرنگ شب سیراب کردند.
مدتی بودازنوشتن مطلب حسابی خسته شده بودم تنها دلیل آن هم وقتی می خواستم به وبی یانوشته اهل هنروکتابی سربزنم نوشته بود((دسترسی به این سایت امکان پذیرنمی باشد)خلاصه ُچنرروزپیش که به دیدن چندنفرازدوستان برگشته اززیارت سوریه رفتم همه اش حرف ازمظلومیت دکتر شریعتی می زدنددلم گرفت وباعث شدبازاستارت وبلاگ ریحانه رابزنم .ازحالا به بعددرخدمتیم........ وامروز به مناسبت سالروز وفات حضرت زینب (س)بانوی بزرگ صبرواستقامت ضمن عرض تسلیت با جمله ای ازدکتر شریعتی کارخودراآغاز می کنم......
زینب نگودرکربلا چه گذشت بگوماچه کنیم؟.....
با سلا م خدمت دوستان عزیز، باعرض پوزش وشرمندگی مدتی است به دلیل پاره ای ازمشکلات نتوانستم باشماارتباطی داشته باشم ،به کرامت وبزرگواری خودببخشیدازحضورهمواره سبز شما سپاسگزارم.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خواستم دراین قسمت پاره ای ازسخنان برگزیده بزرگان راجهت استفاده علاقمندان ودوستان عزیزتقدیم نمایم .امیدآنکه درشروعی دوباره ماراازنظرات خودبی بهره نسازید.
* درمقابل همه چیزمی توان مقاومت کردجزنیکی وخوبی (روسو)
* افراط های دوران جوانی وامی است که درپیری بایدپس بدهیم.وآنچه ازبدن درروزگارجوانی تلف کرده ایم درکهولت آرزومندش خواهیم بود.(فرانسیس بیکن)
*تازمانی که ازواقعیت انتقادمی کنیم،همیشه بازنده می شویم.
* ساده ترین درس زندگی این است : هرگزکسی رامیازار.(روسو)
*من لبخندرامظهرانسانیت می دانم (ویل دورانت)
*برای اینکه بزرگ باشی نخست کوچک باش (جبران خلیل جبران)
برای امروزکافیست.................... بدرود
ای نسل اسیروطنم
تومیدانی که من هرگز به خودنیندیشیده ام ،تومی دانی وهمه می دانند که من حیاتم ،هوایم ،همه خواستنهایم به خاطرتووسرنوشت تووآزادی توبوده است ،تومی دانی وهمه می دانندکه هرگزبه خاطرسودخود گامی برنداشته ام ،ازترس خلافت تشیعم راازیادنبرده ام .تومی دانی وهمه می دانندکه نه ترسویم ونه سودجو !تومی دانی وهمه می دانندکه من سراپایم مملوازعشق به توآزادی تووسلامت توبوده است وهست وخواهدبود،تومی دانی وهمه می دانندکه دلم غرق دوست داشتن تووایمان داشتن به توست .تومی دانی وهمه می دانند که من خودرافدای توکرده ام وفدای تومی کنم که ایمانم تویی وعشقم تویی وامیدم تویی ومعنی حیاتم تویی وجزتوزندگی برایم رنگ وبویی ندارد،طعمی ندارد.تومی دانی وهمه می دانند که زندگی ازتحمیل لبخندی برلبان من ،ازآوردن برق امیدی درنگاه من ،ازبرانگیختن موج شعفی دردل من عاجزاست .تومی دانی وهمه می دانندکه شکنجه دیدن به خاطرتو،زندان کشیدن برای توورنج بردن به پای توتنهالذت بزرگ من است .ازشادی تواست که من دردل می خندم ،ازامیدرهایی توست که برق امیددرچشمان خسته ام می درخشد،وازخوشبختی تواست که هوای پاک سعادت رادرریه هایم احساس می کنم.
نمی توانم خوب حرف بزنم ،نیروی شگفتی راکه درزیراین کلمات ساده وجمله های ضعیف وافتاده پنهان کرده ام دریاب!دریاب!
29خردادسالگردشهادت دکترشریعتی رابه تمام دوست داران تسلیت می گویم .یادوخاطرش گرامی وراهش جاویدپررهرو..
به فرزندم بياموزيد در مدرسه بهتر است مردود شود، امّا با تقلّب به قبولی نرسد. ارزش های زندگی را به او ياد بدهيد و به او ياد بدهيد كه در اوج اندوه، تبسّم كند. به او بياموزيد كه در اشك ريختن خجالتی وجود ندارد. به او بياموزيد كه می تواند براي فكر و شعورش مبلغی تعيين كند، امّا قيمت گذاری برای دل بی معناست. اگر می توانيد نقش مهم كتاب را در زندگی آموزش دهيد.
در كار تدريس به فرزندم ملايمت به خرج دهيد، امّا از او يک ناز پرورده نسازيد.
توقّع زيادی است امّا ببينيد كه می توانيد چه كار كنيد!
من غیرنظامی ،![]()
علی شریعتی،
متهم به هراتهامی که می توان برزبان آورد،
معتقدم به:
ـ یگانگی خدا
ـ حقانیت همه انبیاء ازآدم تاخاتم
ـ رسالت وخاتمیت حضرت محمد(ص)
ـ وصایت وولایت وامامت علی بزرگوار(ع)
ـ اصالت عترت به عنوان تنهاباب عصمت برای ....
ـ اعلام وصایت وامامت علی به وسیله پیغمبرنه تنهادرغدیرخم ، بلکه دربیست ویک مورددیگردرزندگی پیغمبرکه همه رااستنباط کرده وتدریس نموده ام ....
ـ وبالاخره به عنوان روشن ترین جهت وشدت ومعنی ایمانم به تشیع علوی یعنی ((شهادت))نه عزا((تشیع سرخ))نه سیاه آنچه درمصرکناراهرام برسرگورهزاران برده ای که درزیرسنگ کشی برای ساختن اهرام برقبرفرعون جان داده اندوپنجهزارسال پیش اینجاچال شده اندو.....